قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

428

درة التاج ( فارسى )

ازين شكل - منتج بعض ج ا - كى مطلوب است . و ظاهر شذ كى اين شكل جز « 1 » جزوىّ نتيجه نمىدهذ ، و جهت نتيجه همجون جهت نتيجه باشذ - در شكل - اوّل اگر كبرى غير مشروطتين و عرفيتين باشذ ، و الا جهت نتيجه - جون جهت عكس صغرى باشذ - محذوفا عنه للّادوام با بساطت كبرى - و مضموما اليه الّا دوام با تركيب « 2 » آن [ ( و ) ] اما شكل جهارم شرط آن بحسب كميت مقدّمات - و كيفيت - آن بنج امرست . يكى - آنك : هر دو مقدّمه سالبه نباشند « 3 » كى موجبهء لازم ايشان نباشذ . دوم - آنك : هر دو جزوىّ نباشند . سيم - آنك ؛ صغرى سالبهء بسيطه - و كبرى جزوىّ نباشذ . و اين هر سه شرط عامّست تمامت اشكال را . جهارم - آنك : هر دو مقدّمه جون موجبه باشند صغرى جزوىّ نباشذ . و بنجم - آنك سالبهء جزوىّ كى مستعمل « 4 » باشذ « [ غير منعكس نباشد ] » و اين دو شرط خاص‌اند به اين شكل . اما دلائل اشتراط آن سه امر « 5 » اوّل از مباحث اشكال معلوم شذه باشذ ، و اما دليل اشتراط اين دو امر آنست كى : اگر هر دو مقدمه موجبه باشذ و صغرى جزوى يا سالبه مستعمله در آن غير منعكس باشذ ، قياس صادق شود با ايجاب نتيجه يك بار و با سلب آن ديگر بار ، بس منتج هيج يك ازيشان نباشد . اما اوّل و او آنست كى صغراى « 6 » موجبتين جزوىّ باشذ - اما ايجاب نتيجه - جنانك : بعض الحيوان ناطق - و كل انسان حيوان ، و حق كل انسان ناطق است . و اما سلب آن جنانك : بعض الحيوان ناطق و كلّ فرس حيوان . و حق اينست كى : لا شيء من الناطق بفرس .

--> ( 1 ) - چه - م . ( 2 ) - تركب - م . ( 3 ) - هر سه مقدمه سالبه د باشند - م ( 4 ) - مشتمل - ط . ( 5 ) - سه امر است - اصل . ( 6 ) - صغرى - م - ط .